فهرست مطالب صفحهمقدمه............................................................................................................................3 اولین جایگاه تعلیم وتربیت....................................................................................5 نقش حمایتی خانواده ها بر فرزندان......................................................................6نقش نظارتی خانواده بر فرزندان.............................................................................7ریشه بسیاری از افت تحصیلی................................................................................7 راهکارهای مناسب...................................................................................................8 کلام آخر.....................................................................................................................13 منابع..........................................................................................................................14
مقدمه: مسلمانان به پیروی از دستورات قرآن و پیامبر از صدر اسلام برای آموختن علوم مختلف سعی و كوشش فراوان داشته اند. از این جهت لازم است برای بهبود تعلیم و تربیت و همچنین راهنمائی و كمك به دانش آموزان در امر تحصیل كه همواره مورد نظر دانشمندان و بزرگان دین بوده است سعی و كوشش بعمل آید . بر تمام افراد جامعه بخصوص آنان كه به نوعی با آموزش و پرورش در ارتباطند لازم است به هر نحو كه می توانند راهی را برای بهتر كردن وضع تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش بخصوص در مقطع ابتدایی و رفع كمبودها و اشكالات آموزشی پیدا نموده و علل و عواملی كه در پیشرفت تحصیلی نسل های آینده و حال موثرند را بررسی و كشف نمایند. بیش از 80 % شخصیت كودكان و نوجوانان در متن خانواده , در كنار پدر و مادر شكل می گیرد و خانواده بعنوان اولین پایگاه تعلیم و تربیت و نخستین مدرسه كودكان می باشد و در مورد پیشرفت تحصیلی فرزندان و آینده سازان نقش اساسی را دارند , لازم است در این باره علل كمبود و نقایص برخورد اولیا پیگیری و در جهت »پیشرفت تحصیلی فرزندان بكار گرفته شود. و به خانواده های محترم و عاشق پیشرفت فرزندان , آموزشهای لازم و ضروری , با تشكیل كلاسهای آموزش خانواده از طریق مربیان صورت گیرد.خانواده ها از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر روند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر شمرده می شوند. اولین جایگاه تعلیم وتربیت نهاد خانواده در مقام اولین جایگاه تعلیم و تربیت ، شکل دهنده بسیاری از نگرش ها و دیدگاه های فرزندان خواهد بود. برخی از این دیدگاه ها و نگرش ها در حوزه تحصیل نیز خواهد بود که با توجه به نوع نگرش (مثبت یا منفی بودن) می تواند تاثیری باز دارنده یا ارتقاء دهنده درپیشرفت تحصیلی فرزندان داشته باشد. به تعبیر دیگر منشاء بروز پدیده افت تحصیلی دانش آموزان می تواند باور های ذهنی باشد که در محیط خانواده شکل گرفته است. نوع نگاه ونحوه برخورد خانواده ها با امر تحصیل و یا حتی ارزش بودن و یا نبودن تحصیل در خانواده ای می تواند باور های سازنده و یا مخربی را در ذهن فرزندان شکل دهد. متاسفانه در بیشتر موارد در خانواده هائی افت تحصیلی مشاهده می گردد که تحصیل علم نزد والدین و افراد خانواده ارزش چندانی ندارد. و حتی در برخی موارد نکوهش نیز می شود . نقش حمایتی خانواده ها بر فرزندان خانواده به عنوان اولین حامی فرزندان را از بدو تولد تا سال های پایانی عمر به شکل های متفاوتی زیر چتر حمایت خود می گیرد. حمایت های منطقی و اصولی و سازنده خانواده از فرزندان جدای از ایجاد جو عاطفی و محبت در محیط خانواده سبب ساز تقویت اعتماد به نفس در وجود فرزندان می شودو آنان را به مرزهای خود باوری وخود اتکائی رهنمون می سازد .فضاهای گرم و صمیمی در محیط های عاطفی خانواده که معمولا با ابراز محبت های منطقی نیز همراه است موجبات افزایش شوق و ذوق فرزندان نسبت به تحصیل ،کاهش اضطراب و افزایش روحیه را فراهم می سازد . نقش نظارتی خانواده بر فرزندان در میان نقش هائی که والدین بر عهده دارند.نقش نظارتی آنها درکنترل ونظارت بر روند فعالیت های آموزشی فرزندان درتمامی مقاطع تحصیلی جایگاه ویژه ای دارد . بدیهی است که این نظارت و کنترل در سنین دبستان از اهمیت فوق العاده بیشتری برخوردار است . هر چند که صاحبنظران تعلیم و تربیت نظارت را در تمامی دوره های تحصیلی توصیه می کنند نظارتی که برای تمامی سنین در هدف مشترک است و تنها در شیوه های اجرا و روش های کنترلی ممکن است قدری با هم متفاوت باشند. » ریشه بسیاری از افت تحصیلی الف-خانواده متاسفانه باید اقرار کرد که ریشه و اساس بسیاری از افت تحصیلی ها و بی انگیزگی های دانش آموزان به تحصیل در درون خانواده ها است. چه بسیارند دانش آموزانی که از انگیزه های لازم و کافی برای درس خواندن و یادگیری برخوردار نیستند و در راس همه دلایلی که آنان را نسبت به تحصیل ، درس و کتاب بی انگیزه کرده است. نگرش ها و بارو های غلطی است که بعضا در محیط خانواده فراگرفته اند. برخی رفتارهای غلط و نا آگاهی های والدین، انگیزه این مهمترین و اصلی ترین عامل در پیشرفت تحصیلی را در درون فرزندان از میان برده است.ب- غافل شدن از نقش نظارتی آنها هنگامی که خانواده ها از نقش نظارتی خود در فعالیت های آموزشی و تربیتی فرزندان غافل می شوند . وقتی در درون خانه نگرش هاو باور های غلطی درباره تحصیل و علم اموزی در ذهن فرزندان شکل می گیرد . وقتی حمایت خانواده ها از فرزندان در دوره های مختلف تحصیل کمرنگ و یا از بین رفته است . وقتی محیط های خانوادگی بعضی به محیط های سرد و بی روح مبدل گشته اند و گاهی والدین از وضعیت تحصیلی فرزندان خود بی خبرند و ارتباط والدین و فرزندان به دلایل متعددی همچون اشتغال تمام وقت والدین در بیرون از خانه به حد اقل ممکن رسیده است دیگر چه انتظاری می توان داشت که چرخ موفقیت تحصیلی فرزندان بدرستی و در جهت مثبت پیش رود . راهکارهای مناسب:
1-دوست داشتن :پدر قبل از پدر بودن ، بايد با فرزندش دوست باشد ، علاوه بر اين ، او بايد قادر به اداره اين دوستي باشد تا مانع لوس شدن کودک گردد . به قول يکي از دانشمندان : " هر جا مشکلي در جامعه بود ، به حتم پاي آموزش و پرورش وسط است " يا به قول اريکسون : " فرزندان لوس معضل جامعه اند".
2-ايجاد فضاي آرامش بخش در خانواده : چنانچه والدين در صدد موفقيت تحصيلي و سلامت شخصيت کودکان باشند ، بايد محيط خانواده را از هر گونه درگيري و تنش دور سازند.3-نقش موثر در زمينه تکليف خانه : والدين نقش بسيار مهمي در تکليف خانه يا مشق شب کودک ايفا مي کنند . بسياري از بچه ها در انجام تکاليف خود اهمال مي ورزند . والدين بايد به صورت قطع با اين امر برخورد کنند و از فرزند خود بخواهند که در فرصت مناسب و مطلوب ، به انجام تکاليف خود بپردازند ، در غير اينصورت ، بايد از روش محروميت استفاده کنند، يعني وي را از بازي مورد علاقه يا تلويزيون محروم کنند.
4-تکريم شخصيت کودکان : ما بايد به بچه ها احترام بگذاريم و آنها را با الفاظ بد خطاب نکنيم .
5-تعامل با مربيان در مدرسه : والدين بايد در تعامل متقابل با مربيان باشند و از مشکلات فرزندشان در د مدرسه مطلع شوند . از آنجا که نهادهای خانه و مدرسه هر دو وظیفه تعلیم و تربیت فرزندان را بر دوش دارند لذا ارتباط بین این دو نهاد تربیتی لازم و ضروری به نظر می رسد . چرا که نه مدرسه می تواند بدون همکاری خانواده ها رسالت تعلیم و تربیت خویش را به شکل صحیح اجرا نماید و نه خانواده ها می توانند بدون ارتباط مستمر با مدرسه در جهت تربیت صحیح ورفع مشکلات تحصیلی فرزندان خود اقدامی مناسب انجام دهند. اصولا به دو دلیل مهم ارتباط بین مدرسه و خانه توصیه می شود. اول اینکه ارتباط بین این دو نهاد باعث ایجاد یک نوع هماهنگی درهدف ها، روش ها و انتظارات تربیتی و آموزشی بین خانه و مدرسه می شود. حسن این هماهنگی این خواهد بود که از بروز تضاد ها و دوگانگی ها و تعارض ها درامور تحصیلی وخصوصا تربیتی فرزندان که موجب بروزسرخوردگی ،دلزدگی وافسردگی در فرزندان می شودو نتیجه ای جز سردرگمی فرزندان ندارد.جلوگیری می شود. ارتباط با مدرسه به این دلیل نیز که موجب می کردد تا والدین از وضعیت تحصیلی و نیاز ها ی فرزندانشان بهتر و بیشتر آگاه شوند و اطلاعاتی را بدست آورند که برای ارائه نقش تربیتی بهتر خانواده لازم و ضروری است توصیه می گردد. . برخی والدین به دلیل عدم آشنائی کافی با نیاز های واقعی ویژگی های سنی فرزندانشان در سنین مختلف و عدم اطلاع از وضعیت تحصیلی آنان نمی توانند نقش های نظارتی و حمایتی خود را به طرز صحیحی اجرا نمایند و نه تنها موجب بروز افت تحصیلی در فرزندان خود می شوند بلکه روز به روز از فرزندان خود نیز به دلیل عدم شناخت کافی از آنان فاصله می گیرند..ارتباط مستمر با مدرسه و شرکت منظم در جلسات انجمن اولیاء و مربیان و شرکت در کلاس های آموزشی مناسب برای آشنائی با ویژگی ها و نیاز های فرزندان در دوره های سنی مختلف راهکار مناسبی است برای تقویت بعد نظارتی و حمایتی خانواده ها در برابر فرزندانمی باشد.
6-کمک به کودک در تعيين هدف و برنامه ريزي : فعاليتهاي کودک در طول هفته ، بايد تقسيم بندي شود و زمان خاصي براي تفريح ، تماشاي تلويزيون و انجام تکاليف در نظر گرفته شود . روش برنامه ريزي به منظور انجام برنامه هاي روزمره و تکاليف ، بايد به کودکان آموزش داده شود تا آنها بتوانند ، فن مهار زمان را بياموزند .
7-تشويق کنجکاوي و خلاقيت کودکان : به صورت جدي بايد از تحقير کودک خودداري کرد و هنگام کنجکاوي ، بايد به او فرصت سوال کردن داده شود. کودک نبايد به جواب هاي ما دست يابد تا خود به تفکر و انديشيدن بپردازد. خلاقيت کودک ، بايد پرورش داده شود ، نه اينکه او به اطاعت محض ملزم باشد. کودک نبايد به اطاعت کورکورانه عادت کند ؛ البته الگو برداري با دنباله روي فرق مي کند . منظور از الگو برداري ، اين است که کودک رفتار والدين را در مسأله اي چون نظم ، تقليد مي نمايد ، خود نيز به موقع کارهايش را با برنامه ريزي دقيق و منظم انجام مي دهد و از نظم پدر ، الگو برداري مي کند.
در ارتباط با دنباله روي ، عده اي معتقدند : بچه ها بايد مثل خودشان فکر کنند و کودک بايد به صورت دقيق ، عقايد آنها را در مورد مسائل اجتماعي، تقليد کند ؛ البته اين امر ، مانع رشد و پرورش آزاد کودک مي باشد ، زيرا کودک بايد به صورت مستقل ، پيشرفت از کودکان : کودک بايد بداند که والدين در همه زمينه ها از او انتظار پيشرفت کاهش ترس از شکست در کودک : ما نبايد از کودکان انتظار نمره ٢٠ داشته باشيم ، زيرا اين امر ، ترس از شکست را در کودک ايجاد مي کند و اضطراب از امتحان را بهوجود خواهد آورد. 8-انتظار پيشرفت از کودکان : کودک بايد بداند که والدين در همه زمينه از او انتظار پيشرفت دارند 9-داشتن اطلاعات کافي از نيازهاي گوناگون کودکان کودک نياز به امنيت، آرامش ، محبت متقابل ، تعلق به گروه و شکوفايي دارد . والدين بايد نسبت به نيازهاي جسمي ، رواني و عاطفي کودک ، آشنايي کامل داشته باشندتوجه به مراحل رشد کودک و ويژگيهاي هر مرحله از رشد : کودک هميشه بايد در حال تکوين و تحول در نظر گرفته شود ، به اين تربيت ، بايد از تربيت تکويني بهره جست . تربيت تکويني ، نوعي از تربيت است که مبتني بر ويژگيهاي رشدي کودک ، توانمنديهاي ذهني و عقلاني وي مي باشد. بنابراين ، والدين بايد از ويژگيهاي مختلف کودک در مراحل رشد ، مسائل آموزشي و مشکلات عاطفي وي آگاه باشند و بر شخصيت کودک و مسائل کودک و مسائل آن اشراف کامل داشته باشند. کلام آخر حضرت علي(ع) ميفرمايد: «صفحه دل كودك همچون زمين مستعدي است كه هيچ گياهي در آن نروييده و آماده هر نوع بذرافشاني است». امام محمد غزالي نيز در كيمياي سعادت چنين آورده است: «بدان كه كودك امانتي است در دست مادر و پدر و آن دل پاك وي چون گوهري است نفيس و نقشپذير است چون موم و از همه نقشها خالي است. چون زميني پاك است كه هر تخم در وي برويد، اگر تخم خيرافكني به سعادت دين و دنيا برسد و مادر و پدر و استاد در آن ثواب شريك باشند و اگر برخلاف اين باشد، بدبخت شود و ايشان در هرچه بر وي رود شريك باشند.» خانواده به عنوان يك محيط طبيعي كه تربيت كودك را برعهده دارد، رشد جسماني، عاطفي و اجتماعي كودك را تحت تأثير قرار ميدهد. خانواده بايد كانون محبت، توجه ، احترام و در عين حال مركز اعمال نظم و انضباط باشد تا كودك بر اثر محبت شورانگيزي كه از پدر و مادر ميبيند، آنها را الگو قرار داده و خود را با آنها منطبق سازد..
بنابراين بايد به خانواده به عنوان اولين مدرسه كودك اهميت فوقالعاده داد و محيطي فراهم آورد تا خانواده با دقت، صبر، آگاهي و عشق در تربيت كودكان بكوشد. در غير اينصورت عوارض غيرقابل جبراني در شخصيت كودكان به وجود خواهد آمد و علاوه بر شخص، جامعه نيز متضرر خواهد شد. منابع 1.قرآن کریم2.مرادی. علیرضا-روانشناسی تربیتی3.کیمیای سعادت4.کریمی نیا.محمد علی-الگوهای تربیت کودکان ونوجوانان سایت:www.zibaweb.com
¤ نوشته شده در ساعت 09:13 توسط zahra |
ارسال نظر